عباس اقبال آشتيانى

466

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

امراى اين سلاله شهر سبزوار را كه از قديم مردم آن بتشيّع اشتهار داشتند مركز خود قرار دادند و با دراويش و مردانى كه بحب آل على مشهور بودند رابطهء ارادت برقرار كردند . شعرا را به مديحه‌سرائى از اهل بيت اطهار واداشتند و با بعضى از علماى شيعه كه در خارج ايران مخصوصا در جبل عامل مركز مهم شيعيان در آن ايام اقامت داشتند داخل مكاتبه شدند و ايشان را براى هدايت مردم و اجراى شعائر دين شيعه بخراسان خواستند و بر اثر همين دعوتها بود كه فقيه معروف شهيد اول شيخ شمس الدين محمد مكى ( مقتول در 786 ) كتاب مشهور خود يعنى اللمعة الدمشقية را بنام سلطان على مؤيد سربدارى تأليف كرده بخراسان فرستاد تا شيعيان آن ديار بر طبق فتاوى او كه در آن كتاب مندرج است عمل نمايند و اين كتاب و شرح آن به تفصيلى كه بعدها خواهيم گفت از مشهورترين كتب فقهيهء طايفهء اماميه يعنى شيعيان اثنىعشرى است و هنوز نيز شرح لمعه از كتب معتبر درسى است . ابتداى دعوت سربداران - در اواخر دولت سلطان ابو سعيد بهادر خان در آذربايجان و گيلان و مازندران عرفا و متصوفه و دراويش رو بازدياد گذاشتند به‌طورىكه در هر ناحيه‌اى مرادى گرد خود جماعتى مريد داشت و چون سلطان ابو سعيد اساسا مخالف آزار رساندن به اين طايفه بود كسى نيز متعرض ايشان نمىشد و به همين علت روز بروز عدد مردهء شيوخ رو به افزايش مىگذاشت . قسمت عمدهء اين مريدان در جزء سلسلهء اهل فتوت يا اهل اخوت داخل بودند و فتيان و اخوان جماعتى از عوام متصوفه بودند كه سعى داشتند اصول عاليهء عرفان و تصوف را در ميان عامه نيز جارى ساخته با تصفيهء اخلاق و استحكام مبانى صفا و و داد بين خود از آن بهره بردارند و اين جماعت كه از عهد خلافت الناصر لدين اللّه به علت گرويدن او به اين طايفه در جميع ممالك اسلامى تشكيلات و زوايا و خانقاه‌ها و مهمان‌خانه‌ها داشتند متفرق بودند و حضرت امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب را مطلقا فتى و مولى و حامى جمعيت خود مىشمردند و از تعصب مذهبى و آزار يكديگر و قتل و غارت و دزدى نيز احتراز داشتند بلكه مثل فرسان جاهليت عرب و شواليه‌هاى قرون وسطى در اروپا متحلّى بيك سلسله اخلاق مردانه بودند . از اين جماعت آنها كه در ايران به اين سلسله سر سپردند بمناسبت سابقهء تشيّع در بعضى ولايات مخصوصا در گيلان و مازندران و پاره‌اى قسمتها از خراسان بتدريج فرقهء